دل شکسته...

خرید بک لینک
سلام...خیلی وقت بود دست ب قلم نشدم خیلی وقته از حرفای تو دلم اینجا حرفی نزدم خیلی وقته بغض تو گلوم گیر کرده بود.این روزا کمتر ب خودم فکر کرده بودم و ب خودم کمتر رسیدم بیشتر وقتم برای فروش کانالمون رفت!ب آجیمم گفتم از سال جدید از این کار انصراف میدم ی بار اومدم خوبی کردم براش همیشگی شد و عادت...کلا نشد ب کسی خوبی کنم و اون سواستفاده نکنهحتی بم میگه شنبه ها ک همیشه اینجایی بعد کارت یه دوشنبه ها هم بیا بهار نگه دار من برم باشگاه. من برای بهار جونمم میدم انقدر دوستش دارم و بهش وابسته ام ولی ی وقتایی واقعا نمیشه... ی وقتایی میشه حتی حوصله خودمم ندارم، دوست ندارم کسی منو بزور مجبور ب کاری کنه... کاش اینو یکی درک میکرد...امشب دیگه ب خودم استراحت دادم تا ب کارای عقب افتادم برسم اول از همه اومدم اینجا آپدیت کنم دلم برای اینجا تنگ شده بود اینجا بعد از اتاقم تنها جایی ک وقتی توش میرم احساس آرامش میکنم خداشکر کسی از دوستای قدیمم نمونده باز میومدن و میگفتن اووف باز این هدی اومد و پست دپرسی گذاشت و منم خسته شدم از بس بهشون بگم بابا جان اینجا دردودلامو مینویسم هرچند با این حرفاتون خیلی وقته حرف دل شکسته......

ما را در سایت دل شکسته... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 18:43

صفحه بندی